تبليغاتX
انگار همين زمســــتان نزديک ديــــروز بود دو ماه و 27 روز از سردي زمســــتان گذشت و برف هايي که با هزار ذوق و شوق از آســـــمان به زمين فرستاده شد تا ندايي باشد براي آمـــــدن نوزادي ديگر .. و ناگهان چه زود 22 ســــال غــريـــبـــانـــه شد . . . غریبانه

. . . غریبانه

. . . منو رها کن از این فکر تنهایی

هميشه به بلنــدي شــب يلدا مــي خنديــدم ..
بلند ، طولاني ، ماندگار
فقـــط بــراي 1 دقيقـــه...
چقدر خنديدم بــراي اين 1دقيقـــه !
اما آن روز که بار سفر بسته بودي و گفتم 1 دقيقـــه بيشتر بمان و تــو گفتي :وقـت تنــگ
است ، کوله بــار بــايد بســت ، بــايد رفــت !
آن روز فهميدم ايــن 1 دقيقـــه هاي غــريبــــــانـــه چه غـــوغــاهــايي مي کنند ..
1دقيقـــه بــا تــو بودن چقدر :

مهــــــم ، طولانـي ، مــاندگار اســت !!!

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/26 ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط ( M . Mohamadi ) | |